نرم نرمك ميرسد اينك بهار
سلام خدمت داريوش بازاي عزيز
اميدوارم حالتون خوب باشد
اين آخرين پست من در سال 1386 هستش . اين سال هم مثل همه سالها با همه اتفاقها و خاطرات خوب و بدش كه براي همممون پيش اومد به پايان رسيد و بهار ديگه اي از راه رسيد. اين بهار هم با بهارهاي گذشته هيچ فرقي نكرده و تنها ماييم كه نسبت به بهار گذشته كلي فرق كرديم و تجربه هاي زيادي كسب كرديم و بابت اين تجربه ها بهاي گرانبهايي به نام عمر ميپردازيم .
خيلي خوشحالم كه بعد از حدود 9 ماه فعاليت در وبلاگ نويسي روز به روز داره انرژيم نسبت به اين كار بيشتر ميشه . و روز به روز تعداد وبلاگدارها هم بيشتر ميشه.
اما در اين پست 3 تا از كاراي كمياب و زيباي استاد رو به همراه 3 تا عكس زبيا واسه دانلود گذاشتم . اوليش دكامه بي كسم هست كه از كاراي قبل انقلاب داريوشه . دكلمه دوم استاد وفا نام داره كه خيلي با احساس اجرا شده . و آخري هم ترانه تويي نازنينم هست كه از جمله كارهاي داريوش با پرويزمقصويه .اميدوارم خوشتون بياد. در پايان هم پست رو با شعر بهار تموم ميكنم وسال نو رو به همه عزيزان تبريك ميگم .
شاد باشيد...



بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخههاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيـــــــــد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال لالهها و سبزهها
خوش به حال غنچههاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه ميخندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
اي دل من گرچه دراين روزگار
جامه رنگين نميپوشي به كام
باده رنگين نمينوشي ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن مِي كه ميبايد تهي است
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
گر نكوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار

